ناصر خسرو

32

وجه دين ( فارسى )

بيجانست لازم آيد كه آن عالم كه او صانع است همه جانست و دانش . و نيز چون بهترين چيزى اندر اين عالم جانور دانا بود كه آن مردمست گفتيم كه چون صانع بهتر از مصنوع باشد و بهترين چيزى از صنعتهاى عالم جانور داناست دانستيم كه اين جانور دانا نزديكتر است بصانع خويش از بهر آنكه بهتر است از ديگران « 1 » و چون جانور دانا كه مردمست بهتر بود و نزديكتر مصنوع بصانع خويش آن باشد كه بهتر باشد . پس درست شد كه آن عالم زنده است و داناست و درست كند مرين دعوى را قول خداى تعالى كه قوله تعالى : وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ « 2 » هميگويد بدرستى كه كه سراى بازپسين زنده است اگر بدانندى . پس دليل آريم بدان كه آن عالم دانا و بينا و شنوا و گوياست چون اين معنيهاى ستوده كه اندر مردم همى پديد آيد از آن عالم است « 3 » همىانگيخته شود ، و اين معنيها كه ياد كرديم اندر اركان طبايع اين عالم نيست و اين مصنوع است ، [ پس ] چاره نيست كه اين معنيها كه ياد كرده شد از صانع اين عالم است ، و چون اين معنيها اندر اين عالم جز وى بود دانستيم كه آن عالم كلّى است توانائى و بينائى و شنوائى و گويائى مر آن عالم راست و اينهمه معنيها مر نفس كلّ راست بتأييد عقل كه از امر بارى سبحانه و تعالى كه او مايهء هر دو جهانست . و گويم كه آن عالم لطيف و باقى و توانا و دانا تمام جاى نيست و اندر جاى نيست و از جاى بيرون نيست و آفريدهء ايزد بىهمتاست واجب است بر مؤمن مخلص

--> ( 1 ) مصنّف در اين معنى شرح مبسوطى در كتاب ديگر خود موسوم به « زاد المسافرين » نوشته رجوع كنيد بكتاب مذكور چاپ كاويانى صفحه 179 در بيان شرف حيوانات بر يكديگر . ( 2 ) سوره 29 آيه 64 ( 3 ) ظ ، اين « است » اينجا زيادى به نظر مىآيد .